تبليغاتX
 بر بال فرشته

 

سه تاره آسمان بود

كه شب را نواخت

و مُرد‍‍

كه درد را نواخت

و مُرد

و كسي ندانست، هيچ گاه

و كسي نپريسد كه

چرا؟

ستاره

آسمان

مُرد


 

نوشته شده توسط فرشته در شنبه یکم تیر 1387 ساعت 20:18 موضوع | لینک ثابت


اگه نظر ندید و برید گریه می کنما


 

نوشته شده توسط فرشته در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 ساعت 19:49 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط فرشته در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 ساعت 19:15 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط فرشته در شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 21:6 موضوع | لینک ثابت


از خدا خواستم                                

من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا   لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم


 

نوشته شده توسط فرشته در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 ساعت 12:37 موضوع | لینک ثابت


اینم مال تو مینا

عکسهای فانتزی 


 

نوشته شده توسط فرشته در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 19:49 موضوع | لینک ثابت


هه هه هه

loo3-9.gifloo3-7.gifloo3-8.gif


 

نوشته شده توسط فرشته در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 19:36 موضوع | لینک ثابت


هه هه هه

loo3-5.gifloo3-6.gifloo3-4.gif


 

نوشته شده توسط فرشته در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 19:28 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط فرشته در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 18:33 موضوع | لینک ثابت


برنده کسی است که بیشتر دورتر و دورتر از دیگان ببیند
 ********************************************************************
موانع أن چیزهای وحشتناکی هستند که وقتی چشمتان را از هدف بر می دارید به نظر می رسند

هنری فورد

********************************************************************
 
دیگران ببخش نه برای اینکه آنا لایق ببخشش هستند بلکه به خاطر اینکه تو لایق آرامشی
 
********************************************************************
توی دو دوتای زندگی همیشه جواب چهار نمی شه
 ********************************************************************
دیگه نه امیدی به سال دیگه . نه به خرداد ونه به مهر . تا بچه هستیم بزرگ شدن چه امید شیرینی است و بزرگ که می‌شویم بچگی حسرتی بزرگ .
گل نیلوفر در مرداب می روید تا همه بدانند در سختیها ، باید زیباترینها را بیافرینند...روزگارت نیلوفری باد
انسان به خدا گفت خدایا به من چیزی بده تا از زندگی لذت ببرم. خدا گفت من به تو زندگی داد تا از همه چیز لذت ببری

 
********************************************************************
 
 
 کسانی که گذشته را به یاد نمی آورند محکوم به تکرار آن هستند
 *******************************************************************

برای اینکه شروع به رانندگی کنید اینکه چگونه راندن را بلد باشید کافی نیست

بلکه باید چگونگی افتادن از دره را هم بدانید


*********************************************************************

درست كدرن عذر و بهانه به هيج كس به اندازه ي خود شما لطمه نميزند

*******************************************************************

الگو ي خوب بهترين موعظه است


 ********************************************************************
 

مي خواهم ولي نمي توانم، افسوس كه مي توانستم ولي نخواستم!!

 هميشه مراقب اشتباه دوم باش، اشتباه اول حق توست!!

*********************************************************************
 
 قبل از اینکه مایه ی پند آیندگان شوی از گذشتگان پند بگیر


 

نوشته شده توسط فرشته در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 18:3 موضوع | لینک ثابت


پرنده


پرنده گفت : چه بويی چه آفتابی
آه بهار آمده است

و من به جستجوی جفت خويش خواهم رفت
پرنده از لب ايوان پريد
مثل پيامی پريد و رفت

پرنده‌ی کوچک
پرنده فکر نمی‌کرد
پرنده روزنامه نمی‌خواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نمی‌شناخت
پرنده روی هوا
و بر فراز چراغ‌های خطر
در ارتفاع بی‌خبری می‌پريد
و لحظه‌های آبی را
ديوانه‌وار تجربه می‌کرد

پرنده آه فقط يک پرنده بود

فروغ فرخزاد


 

نوشته شده توسط فرشته در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 19:37 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط فرشته در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 20:2 موضوع | لینک ثابت


I will

رهسپار جزیره ای هستم

                 

                         که خورشید همواره می درخشد

 

و ماه همیشه بر دریا می تابد

            

              لحظه رفتن جا می گذارم

                  

     آن زنجیر هایی که آزادی ام را از من گرفتند

 

                      و دیگر زمان رهایی فرا رسیده است

             

 در کنار رودی در کوهستان خانه ای از سنگ می سازم

 

                  با چوب کاج و سرو و صنوبر تکمیلش می کنم

                      

  و بعد هم باغی و مزرعه ای از ذرت

 

                         دستهایم را در زمین پر برکت فرو می برم

             

 می خواهم بار دیگر با طبیعت یکی شوم

 

                می خواهم دوباره جزئی از طبیعت شوم

                                                 

 و این کار را خواهم کرد....


 

نوشته شده توسط فرشته در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 20:54 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط فرشته در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 20:45 موضوع | لینک ثابت


بی تو

 

بی تو ٬مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ٬

همه تن چشم شدم٬خیره به دنبال تو گشتم٬

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ٬

شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

 

در نهانخانه جانم ٬ گل یاد تو ٬درخشید

باغ صد خاطره خندید ٬

عطر صد خاطره بیچید:

 

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

بر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

 

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

تو ٬ همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه ٬ محو تماشای نگاهت.

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فروریخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شی و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

یادم آید: تو به من گفتی:

-(( از این عشق حذر کن !

لحظه ای چند بر این آب نظر کن ٬

آب ٬ آیینه عشق گذران است ٬

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است ٬

باش فردا ٬ که دلت با دگران است !

تا فراموش کنی ٬ چندی از این شهر سفر کن ! ))

 

با تو گفتم : (( حذر از عشق ! ـ ندانم

سفر از بیش تو ٬ هرگز نتوانم ٬

نتوانم !

 

روز اول ٬ که دل من به تمنای تو بر زد

چون کبوتر ٬ لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی ٬ من نه رمیدم ٬ نه گسستم ... ))

 

باز گفتم که : (( تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم ٬ نتوانم ! ))

 

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ٬ ناله تلخی زد و بگریخت ...

 

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

 

یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم

بای در دامن اندوه کشیدم .

نگسستم ٬ نرمیدم.

 

رفت در ظلمت غم ٬ آن شب و شب های دگر هم ٬

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم ٬

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم ...

 

بی تو ٬ اما ٬ به چه حالی من از آن کوچه گذشتم !

 

       ((فریدون مشیری))*


 

نوشته شده توسط فرشته در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 20:36 موضوع | لینک ثابت


بر سنگ ...

برسنگ قبر من بنويسـيد      

خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود    

 بر سنگ قبر من بنويسيد           

 شيشه بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود                بر سنگ قبر من بنويســـــــيد  

 پاك بود  چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود         

 بر سنگ قبر من بنويســيد

 اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود

بر سنگ قبر من بنويســــــيد

كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود...


 

نوشته شده توسط فرشته در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 21:1 موضوع | لینک ثابت


چند تکه آرزو

  کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی ازپروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی اززمان خویش را ، وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش وقتی آسمان بارانی است
اززلال چشمهایش ترشویم
وقت پاییزازهجوم دست باد ، کاش مثل پونه ها پرپر شویم
کاش وقتی چشم هایی ابریند ، به خود آیم وسپس کاری کنیم
ازنگاه زرد گلدانهایمان ، کاش با رغبت پرستاری کنیم
کاش دلتنگ شقایق ها شویم
با خدای یاس ها خلوت کنیم
کاش گاهی درمسیرزندگی ،باری ازدوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را ، با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش با چشمانمان عهدی کنیم ،وقتی ازاینجا به دریا می رویم
جای بازی با صدای موج ها ، درد های آبیش را بشنویم
کاش مثل آب ، مثل چشمه سار ، گونه نیلوفری را تر کنیم
ماهمه روزی ازاینجا می رویم ، کاش این پرواز را باور کنیم
کاش باحرفی که چندان سبز نیست ، قلب های نقره ای را نشکنیم
کاش هرشب با دو جرعه نور ماه ، چشم های خفته رارنگی کنیم
کاش بین ساکنان شهر عشق ، ردّ پای خویش راپیدا کنیم
کاش باالهام ازوجدان خویش ، یک گره از کار دلها وا کنیم
کاش رسم دوستی راساده تر ، مهربانتر ، آسمانی تر کنیم
کاش درنقاشی دیدارمان ف شوق ها راارغوانی تر کنیم
کاش اشکی قلب مان را بشکند ، بانگاه خسته ای ویران شویم
کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند ، ما به جای ابر ها گریان شویم
کاش وقتی آرزویی می کنیم
از دل شفافمان هم رد کنیم
مرغ آمین هم از آنجا بگذرد ، حرف های قلبمان را بشنود .
******************


 

نوشته شده توسط فرشته در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 12:1 موضوع | لینک ثابت


مژده ای دل که  دگرباره بهار آمده است     خوش  خراميده  و با حسن  و  وقار آمده است

 به  تو ای  باد  صبا  می دهمت  پيغامی           اين پيامی است که از دوست به يار آمده است

شاد باشيد در اين عيد و در اين سال جديد          آرزويی است  که از دوست  به يار آمده است
                                                                                     


 

نوشته شده توسط فرشته در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 12:23 موضوع | لینک ثابت


عیدتون مبارک


 

نوشته شده توسط فرشته در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 12:10 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط فرشته در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 16:17 موضوع | لینک ثابت


يک فرشــــــــته داشت می دويد
توی کوچــــــــه های آســــــمان
روی سنگـــــفرش کهکـــــــشان
می دويد و هرکجا که می رسيد
با گچ ستاره ها
عکس يک شـــــــهاب می کشيد


***
می دويد و خنــــده هاش نور بود
غصــــــه را بلـــــــــــد نبـــــــود
غصــــــه از بهشـــــت دور بــود
می دويد و بوی رفتنش عجيب بود
رد پايش از شکوفه های سيب بود
***
می دويد و ناگهان
دامنش به ابرها گرفت و ليز خورد
از کــــــنار خانه خدا چکــــــــــــيد
قطــــره قطــــره روی خاک مــرد
هيچکـــــــس ولـــــــــی نگفت
آن فرشته ای که می دويد کــــو!
***
جای او چقدر خالی است
آی ای خدا ؛ تو لا اقل بگو.
عرفان نظر آهاری


 

نوشته شده توسط فرشته در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 16:15 موضوع | لینک ثابت


آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟
بي وفا، بي وفا حالا كه من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارويي و بعد از مرگ سهراب آمدي
سنگدل اين زودتر مي خواستي حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فرداي تو نيست
من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنينا ما به ناز تو جواني داده ايم
ديگر اكنون با جوانان نازكن با ما چرا ؟

وه كه با اين عمر هاي كوته بي اعتبار
اين همه غافل شدن از چون مني شيدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پريشان مي كند
درشگفتم من نمي پاشد ز هم دنيا چرا ؟

شهريارا بي حبيب خود نمي كردي سفر
راه عشق است اين يكي بي مونس و تنها چرا ؟

بي مونس و تنها چرا ؟
تنها چرا ؟ حالا چرا


 

نوشته شده توسط فرشته در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 15:0 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط فرشته در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 14:13 موضوع | لینک ثابت


خدایا

 

به هر که دوست می داری بیاموز که

 

عشق از زندگی کردن بهتر است

 

و به هر که دوست تر میداری بچشان که

 

دوست داشتن از عشق برتر

 


 

نوشته شده توسط فرشته در جمعه سوم اسفند 1386 ساعت 14:7 موضوع | لینک ثابت


اس ام اس عاشقونه

اس ام اس هاي عاشقونه --- منبع: عاشقونه دات كام ---www.asheghoone.com

وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است ( دكتر علي شريعتي)

Vaghti kabootari shoroo be moasherat ba kalaghha mikonad parhayash sefid mimanad vali ghalbash siyah mishavad. Doost dashtane kasi ke layeghe doost dashtan nist esrafe mohabat ast

***************************

دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند ( دكتر علي شريعتي )

Delhaye bozorg va ehsashaye boland , eshgh haye ziba va porshokooh miafarinand

***************************

اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است ( دكتر علي شريعتي )

Ama che ranjist lezatha ra tanha bordan va che zesht ast zibayiha ra tanha didan va che badbakhti azar dahande e ast tanha khoshbakht boodan! dar behesht tanha boodan sakhtar az kavir ast

***************************

اكنون تو با مرگ رفته اي و من اينجا تنها به اين اميد دم ميزنم كه با هر نفس گامي به تو نزديك تر ميشوم . اين زندگي من است (دكتر علي شريعتي)

Aknoon to ba marg rafte e va man inja tanha be in omid dam mizanam ke ba har nafas gami be to nazdiktar mishavam.in zendegi man ast

***************************

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دكتر علي شريعتي)

Vaghti khastam zendegi konam,raham ra bastand.vaghti khastam setayesh konam,goftand khorafat ast. vaghti khastam ashegh shavam goftand doroogh ast. vaghti khastam geristan,goftand doroogh ast. vaghti khastam khandidan , goftand divane ast. donya ra negeh darid mikhaham piyade shavam.

***************************

اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري (دكتر علي شريعتي)

agar ghader nisti khod ra bala bebari hamanande sib bash ta ba oftadanat andishe e ra bala bebari

***************************

به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد (دكتر علي شريعتي)

Be ۳ chiz tekye nakon , ghoroor , doroogh va eshgh. adam ba gharoor mitazad , ba doroogh mibazad va ba eshgh mimirad


 

نوشته شده توسط فرشته در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 18:49 موضوع | لینک ثابت


دنــیــای عــکــس کمیابترین کدهای جاوا
This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting